تبليغاتX
همينجوري
همینجوری یک چیزهایی به ذهنم رسیده، تو هم سخت نگیر همینجوری بخونش
خط با خون تو آغاز می شود
از آن زمان که تو ایستادی
                      دین راه افتاد
و چون فرو افتادی
                    حق برخاست
تو شکستی
و راستی درست شد
و از روانه خون تو
              بنیان ستم سست شد.
در پاییز مرگ تو
              بهاری جاودانه زایید
                   گیاه رویید
                       درخت بالید
و هیچ شاخه نیست
             که شکوفه ای سرخ ندارد
              و اگر ندارد
                    شاخه نیست
هیزمی است ناروا بر درخت مانده.

خط خون موسوی گرمارودی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 6:47  توسط احمد طالبی  | 

آدمها سه دسته اند:
دسته اول فکر می کنند که توی نقشه آفرینش اول از همه جای اونا را مشخص کردن و بعد بقیه را دور و بر اونا چیدن.
دسته دوم یک جور دیگه ای فکر می کنن که مثل دسته اول نیست.
و دسته سوم که اصلا فکر نمی کنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 15:42  توسط احمد طالبی  | 

"مقررات مربوط بامتحانات کتبی
۱- داشتن هرگونه نوشته، یادداشت، جزوه، کتاب و هر نوع کاغذ (جز دفترچه امتحانی که در جلسه امتحان از طرف دانشکده داده می شود) در جلسه امتحان خواه مربوط به سوال امتحانی باشد یا نباشد و خواه مورد استفاده واقع شود یا نشود و همچنین هر نوع مذاکره و صحبت با یکدیگر بعد از توزیع سوال و نشان دادن ورقه امتحان و استفاده از روی اوراق یکدیگر باعث اخراج از جلسه امتحان و داشتن نمره صفر در تمام دروس خواهد شد.
۲- رعایت نکردن انتظامات و مقررات باعث اخراج از جلسه امتحان و داشتن نمره صفر در آن درس خواهد شد."

این جمله ها عینا روی برگه پاسخنامه ای که آموزش برای امتحانات پایان ترم می ده ذکر شده.
ما امروز امتحان داشتیم ولی استاد نیومد و امتحان لغو شد. حالا چندتا از بچه هایی که مشمول مقررات فوق نیستند اعتراض دارند، ولی خب این موضوع که توی مقررات نیومده!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 12:28  توسط احمد طالبی  | 

اول: توی برف و سرما همه چیز اسلوموشن می شود. ماشین ها  آرامتر حرکت می کنند. آدمها هم. حتی دستشویی هم کمتر می روند.
کاش حرف هم کمتر می زدند.

دوم: این تعطیلی امروز دانشگاه به خاطر برف و سرما هم شده بود مثل تعطیلی عید رمضان. شایعه پشت شایعه. یکی می گفت تعطیل شده، یکی می گفت نه! یکی می گفت فلانی تعطیل کرده، یکی می گفت دروغه و...

سوم: گفتم تعطیلی برف و سرما شده بود مثل تعطیلی عید رمضان؟
خب اشتباه کردم.  تعطیلی عید رمضان لااقل یک مرجع رسمی داره که فقط اون می تونه اعلام عید و تعطیلی کنه ولی امروز را هر کسی می تونست تعطیل کنه! اگر دولت کرد که کرد اگر نه وزارت علوم. اگر وزارتخونه تعطیل کرد که کرد اگرنه رییس دانشگاه. اگر...
بگذریم. تعطیل نشد ولی آشفته بازاری بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:32  توسط احمد طالبی  | 

چقدر خوب بود اگر هرکسی کار خودش را می کرد و بقیه کارها را به اهل اون وا می گذاشت.
مثلا نانوا فقط نان بفروشه و گوشت فروشی را به قصاب واگذار کنه. مهندس فقط به کار مهندسی برسه و دخالتی توی پزشکی نکنه.
و همینطور علمای دین فقط کار دینی کنند و هدايت سیاسی را بگذارند برای احزاب. وزارت مسکن به امر مسکن توجه داشته باشه و توی سدسازی دخالت نکنه. مرکز راهبردهای بازرگانی...

تبليغات  ايستگاه اتوبوس در خيابان جمهوري

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:51  توسط احمد طالبی  | 

شده ام مثل شطرنج بازهای بی حوصله. همونایی که از یه طرف دلشون می خواد بازی کنند و بازی را ببرند و از طرف دیگر حال و حوصله ای برای بازی کردن ندارن و هی تحریک می شن که هنوز بازی تموم نشده، شاه خودشون را بخوابونن و بلند بشن برن پی کارشون.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 17:42  توسط احمد طالبی  | 

مهلت ثبت نام کنکور87 تمدید نمی‌شود.
حکایت جالبی دارد این تمدید نمی شود و راس ساعت برگزار می شود و... بس که ما انسانهای منظم و قاطعی هستیم.

ولی خب همه مان می دانیم که جفنگ می گوییم. می دانیم که نه مهلت هایمان تمام می شود، نه راس ساعت کار می کنیم و نه...

بگذریم. با این یکی چطوری؟
مهلت ثبت نام کنکور87 تمدید‌ شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 18:25  توسط احمد طالبی  | 

آنگونه که سايت تابناک خبر داده در سال ۱۹۹۹ بيل کلينتون در نامه‌اي به رييس جمهور وقت ايران از او در جهت پاره‌اي همکاريها از جمله کمک به يافتن عاملان انفجارهاي الخبر(عربستان سعودي) دعوت نموده که البته اين دعوت بدون پاسخ مانده است. اين نخستين بار نيست که ما دعوت آمريکا را براي بازيگري در عرصه بين‌المللي و ايفاي نقش در اين عرصه رد کرده‌ايم. پيش از اين نيز در مقاطع مختلف از همکاري و همنشيني با اين کشور سر باز زده‌ايم.

تقريبا پس از تسخير سفارت آمريکا و قطع رسمي رابطه دو کشور،  علي‌رغم فرصت‌هاي پيش آمده ما در هيچ زمينه مهم و مرتبط با کشورمان حاضر به همکاري با آمريکايي‌ها نشده‌ايم و هرگز عزم همبازي شدن با ابرقدرت غرب در يک بازي مشترک نکرده‌ايم.

به رابطه ايران و آمريکا از منظرهاي گوناگون مي‌توان پرداخت و آن را تحليل کرد. قصد من در اين نوشتار، نگريستن به اين رابطه از منظر حضور در بازيهاي سياسي است.

واقعيت جهان امروز و به خصوص پس از فروپاشي اتحاد شوروي اين است که آمريکا در بسياري معادلات سياسي اثرگذار بوده و طراح بسياري تحولات است يا آنکه حداقل با همراهي متحدانش بر عمده روندهاي موجود در دنيا اثرگذار است. نفس رابطه يا عدم رابطه رسمي ديپلماتيک مي‌تواند واجد توجيهات متعددي باشد که اساسا موضوع اين نوشته نيست اما نمي‌شود از اين نکته غافل شد که ما به بهانه استکبارستيزي و مخالفت با آمريکا، پاي خود را از بسياري عرصه‌ها که مي‌توانسته‌ايم در آنها تاثيرگذار باشيم کنار کشيده و عملا در جهتي خلاف منافع ملي و آرمانهايمان حرکت کرده‌ايم.

ما مي‌توانيم آرمانهاي خود را داشته باشيم، مي‌توانيم براي دنيا حرف جديد بزنيم(اگر داشته باشيم)، مي‌توانيم بر منافع ملي خود پاي بفشريم و... اما بايد توجه داشته باشيم که در همين جهان زندگي مي‌کنيم. جهاني که آمريکا و ديگران به عنوان واقعيت‌هاي غير قابل انکار آن حضور دارند و نمي‌شود آنها را نديده گرفت و بي‌توجه به آنها بازي کرد.

جهان امروز جهاني نيست که کسي بتواند ديگري را نديده بگيرد. همچنان که نبود ايران در تصميم‌گيريهاي منطقه‌اي، آمريکا را در تحقق اهدافش ناکام گذاشته يا دستيابي به اين اهداف را برايش دشوار ساخته است، ما نيز در بسياري موارد منافعمان را به سبب عدم همراهي آمريکا از دست داده‌ايم. تصور آمريکا به عنوان کشوري در گوشه ديگر دنيا و فاقد حق مداخله در ساير نقاط، اگر نه اشتباه، حداقل تصويري ناقص است و دردي از ما دوا نخواهد کرد.

ما اگر مي‌خواهيم در اين جهان اهدافمان را پيگيري کنيم، اگر مي‌خواهيم شعارهايمان را محقق سازيم، اگر مي‌خواهيم روند توسعه کشورمان را تسهيل نماييم و حتي اگر مي‌خواهيم بازيهاي بين‌المللي را به هم زده و شکل آن را تغيير دهيم، چاره‌اي نداريم جز آنکه در اين بازيها مشارکتي فعال داشته و از رهگذر اين مشارکت، خود را به بازيگري قدرتمند بدل سازيم. بازيگري که بتواند اثرگذاري قدرتمندانه خود را داشته باشد.

آمريکا يک بازيگر جدي در عرصه بين‌المللي است. ما اگر هم در مورد نداشتن رابطه ديپلماتيک با آمريکا، دستاويزهايي داشته باشيم، نمي‌توانيم با توهم‌سازي در مورد اين کشور، پاي خود را از همکاري‌ها و منازعات بين‌المللي کنار کشيده، منافع ملي‌مان را نديده گرفته و بي‌اعتنا به آن سياست‌ورزي کنيم.

ما خوشمان بيايد يا نيايد، همراه با آمريکا در بسياري از نهادها عضو هستيم، در بسياري امورات اشتراک منافع داريم و ناچاريم در جاهايي با هم بازي کنيم. کنارگذاشتن آمريکا از اين بازي ممکن نيست، نفي اين کشور هم تنها به برکنار ماندن خودمان از عرصه تعيين معادلات روابط بين‌المللي مي‌انجامد و قبل از همه خودمان را متضرر خواهد کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 11:8  توسط احمد طالبی  |