تبليغاتX
همينجوري - ما اینیم اونا اون
همینجوری یک چیزهایی به ذهنم رسیده، تو هم سخت نگیر همینجوری بخونش

وضعیت جریانهای دانشجویی دانشکده ما و نوع موضعگیری هایشان خیلی بامزه است. خودش می تواند یک موضوع باشد برای تحقیقات اجتماعی یا روانشناسی یا هر چیز دیگری که ربط داشته باشد. اصلا فکر می کنم بیرون از دانشکده ما و در سطح کلان جامعه هم وضع به همین شکل باشد.
حالا این وضع چگونه است؟ هیچی چند نفر آدم که با هم رفیق هستند می شوند یک جریان مدعی. یعنی جریانهای دانشجویی دانشکده عبارتند از ما و رفقایمان، آنها و رفقایشان و شما و رفقایتان. بسته به موضوع یکی می شود مثلا سنتی، آن یکی مدرن و دیگری خیلی سنتی یا در یک تقسیم بندی دیگر می شود گفت کُندرو، تندرو و خیلی کندرو یا خیلی تندرو. خلاصه منظورم این است که هرکدام یک صفت اینجوری هم دارند. کم کم خودشان هم باورشان می شود و خود را با همین صفت ها می شناسند.
امان از روزی که یکی از این گروهها بخواهد از قالبی که برایش در نظر گرفته شده خارج شود و کار دیگری بکند. در این جور مواقع است که سایر جریانها دچار گیجی می شوند که چه باید بکنند و چه موضعی باید بگیرند.از یک سو این جریان به گونه ای رفتار می کند که طبق تعریف مال او نیست و مربوط به دیگری است و از یک سو این دیگری چون در حلقه رفقای آنها نیست باید به گونه ای جاخالی بدهد که با هم قاطی نشوند. این می شود که معلوم نیست چی به چیه و کی به کیه و چرا اینجوری شده و چرا نباید اینجوری بشه و حالا که اینجوری شده، تهش میخواد چجوری بشه.
مثال خوبش انجمن اسلامیه. از اول اول که انجمن تشکیل شد، یه عده ای بودند که می گفتند انجمنی ها کند هستند و نباید کند باشند. حالا که کُند هستند پس همه شون حکومتی هستند و نباید اینجوری باشند. اصلا چرا انجمنی ها فلان حرف را نمی زنند یا بهمان کار را نمی کنند و...
اما به محض اینکه انجمن دست به کارهایی بزند که یک ذره بوی تندروی بدهد، همان تندروها می مانند که چه کنند و چه بگویند. یکدفعه می روند توی موضع که شما دارید تندروی می کنید و جوگیر شده اید و باید عقلانی رفتار کنید و... اگر انجمنی ها حرف از مسائل صنفی دانشجویی بزنند، صدایشان بلند می شود که دیدید گفتیم حکومتی هستید. چرا از مسائل کلان سیاسی و فشارهای فلان و نمی دانم چی چی حرف نمی زنید و اگر انجمن از مدیریت انتقاد کند متهم می شود که شما چرا به خودمان نمی پردازید و چرا مشکلات دم دست تر را نمی بینید. چرا حواستان نیست که مایع دستشویی توالتها تمام شده و کیبورد کامپیوتر اولی ردیف چهارم سایت خراب است و...

پی نوشت بی ربط اول:  دیدم وبلاگم پینگ شده، گفتم چه کسی ممکنه من را پینگ کرده باشه. خوب که فکر کردم دیدم یحتمل که نه قطعا به جای روزنامه صبح از روی عادت خودم را پینگ کردم. توفیقی بود که تحریک بشم یه چیزی بنویسم.
پی نوشت بی ربط دوم: رسما شده ام سوژه دوستان. می گویم لااقل به من حقوق بدهید، می گویند تو بدون حقوق هم سوژه ای.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:19  توسط احمد طالبی  |