تبليغاتX
همینجوری - کدام مومن؟
همینجوری یک چیزایی به ذهنم رسیده. تو هم سخت نگیر. همینجوری بخونش!

تو را بايد در راستي ديد
و در گياه آنهنگام که مي رويد
ودر آب آنهنگام که مي نوشاند
در سنگ چو ايستادگي است
در شمشمير آن زمان که مي شکافد
و در شير که مي خروشد
در شفق که گلگون است
در فلق که خنده خون است
در خواستن
برخاستن
تو را بايد در شفق ديد
در گل بوئيد
تو را بايد از خورشيد خواست
در سحر جست
از شب شکوفاند
با بذر پاشاند
با باد پاشيد
در خوشه ها چيد
تو را بايد تنها در خدا ديد....
«خط خون-موسوی گرمارودی»

1) برای دینداری، اصناف متعددی ذکر شده است. مومنان هریک در یکی از این دسته ها می گنجند و با نگاه خود به پدیده دین می نگرند و از آن انتظار دارند.
مومنان را می شود هم از دریچه ورود به دین دسته بندی کرد و هم از خروجی مورد انتظارشان از دین. هر یک از ما که مدعی دینداری هستیم از دینمان انتظاراتی داریم و آن را کارکرد دین می دانیم.
می شود همچون دکتر سروش، مومنان را بی آنکه ارزشگذاری صورت گیرد، از دریچه ورودشان به دین در سه دسته معیشت اندیش، معرفت اندیش و تجربت اندیش نگریست. آنها که دین را حاضر و آماده از دست دیگران می گیرند و چندان مهم نیست برایشان که سبب هر گزاره دینی چیست، آنها که در دین غور می کنند و در پی دریافت احکام دینی به دنبال یافتن چرایی و چگونگی آن بر می آیند و آنان که می کوشند عارفانه پا جای پای پیامبر گذاشته و تجربیات او را تکرار کنند.

از منظر انتظاراتی هم که از دین داریم می توانیم مومنان را دسته بندی کرده و تلاش کنیم جایگاه خود را در میان آنان بیابیم و نقطه ای را که بر آن ایستاده ایم در جغرافیای پهناور این خیل عظیم شناسایی نماییم.
گروهی از ما دین را برای تسلی بخشی آلام دنیایی مان می خواهیم، برای کاهش رنجها و دردهای زندگی این جهانی، برای زنده نگه داشتن امیدمان به آینده ای بهتر که در پیش است. برای اینکه در برابر ناگواری ها تسلی مان دهد و آرامشمان دهد که لابد خیری در این بوده و اگر امروز چنین است فردای دیگری هم هست که دیگرگونه خواهد شد. دین را برای این می خواهیم که نگذارد فشارها بشکندمان و خُردمان کند، برای اینکه در وقت بلا و ناخوشی دستگیرمان شود و ذهنمان را مهیای پذیرش وضع موجود سازد و تلخی آن را بر ما شیرین سازد.
گروهی دیگر به دین به عنوان مجموعه ای نگاه می کنیم که زندگی را بر ما آسان کرده است. به ما گفته که در کجا چه کاری را انجام دهیم و دیگر نیازی نیست که برای تشخیص راه درست از راه نادرست سختی بکشیم و خود را به زحمت بیندازیم، نیازی نیست که وقت خود را توان خود را برای حل پیشامدها بگذاریم. آنچه لازم داریم یکجا بر ما عرضه کرده و جزء جزء حیات را بر ما عیان ساخته است.
گروهی دیگر اما دین را به منزله سرمشق ها می داند. سرمشق هایی بی نقص که مومن ناچار است با تمرین و جدیت شبیه آن شود، سرمشق هایی که وادارش می کند راه خود را در میان هزاران راه بیابد. دین را به منزله سنگ نشان هایی می داند که به یافتن راه از بیراه کمک می کند ودر عین حال به مومن تاکید می کند که باید پوینده ای متحرک باشد که قدم در راه می گذارد و به سوی مقصد می رود. پوینده ای که در این راه تجربه می کند، فکر می کند، خلاقیت خود را به کار می گیرد، جهاد می کند و همچنان پیش می رود. پوینده ای که در مسیر خود رنج خواهد برد، به آنچه هست گردن نمی نهد، در مقابل ناراستی ها بنا را بر تغییر می گذارد و...

2) هجرت و قیام امام حسین شاید آفریننده بزرگترین مناسک مذهبی ما باشد. ما آنچنان تحت تاثیر حرکت امام حسین هستیم که تقریبا دو ماه از سال را به نوعی مختص نام و یاد او کرده ایم. محرم و صفر تحت تاثیر این هجرت و قیام، برای ما ماههایی متفاوت از دیگر ایام سال هستند.
قصه قیام امام حسین برای ما از روز عرفه شروع می شود. در این روز بود که امام حسین حج را نیمه تمام رها کرد و با به یادگار گذاشتن ”دعای عرفه“ رهسپار سفری شد که پایانش قصه منابر ما شده است. پایانی دردناک که با شهادت یارانش و اسارت خانواده اش ثبت گردیده است.
اما قصه امام حسین فقط پایان آن نبود. این داستان آغاز هم دارد. ”هجرت برای اصلاح امت جد“ امتی که اندک زمانی پس از روی در خاک کشیدن محمد(ص) آنچنان سرگرم عادات روزمره و خواسته های بولهوسانه شده که انحرافات عظیم دستگاه خلافت اسلامی را که اینک به یک پادشاهی قدرتمند و امپراتوری وسیع بدل شده است، نمی بیند.
امت پیامبر دچار انحرافی عظیم گشته است. حاکمیت دین را دستمایه ای برای توجیه کجروی های خود قرار داده و از آن به عنوان حربه ای برای اعمال قدرت و سلطه ظالمانه خود استفاده می کند. خلافت پیامبر در سکوت امتش به پادشاهی ظالمانه بدل شده و دین در انحصار علمای درباری قرار گرفته تا از ان برای تخدیر امت و توجیه وضع موجود استفاده شود.
این اما چیزی نیست که از سوی امام حسین پذیرفتنی باشد. امام حسین حج را با همه تاکیداتی که بر آن است نیمه تمام گذاشت تا با هجرت خود حرکتی اصلاحی را پایه گذارد که مستقیما دستگاه منحرف سیاسی را نشانه رفته بود. او اراده کرد که از پایگاه دین بر کجی ها بشورد و ناراستی ها را با معیار الهی به راستی بدل سازد.
حرکتش در ظاهر شکست خورد. امت محمد آن قدر از راه پیامبرشان فاصله گرفته بودند که از تمام حرکت امام حسین همان ترک حج را دیدند، او را خارجی پنداشتند و...
امام حسین اما الگویی جاودان برای پیروانش به جای گذاشت. الگویی باقی و پایدار که به مومنان می آموخت اصلاح امت، برتر از هر چیز دیگر است و حتی اگر به انتخاب میان آن و فریضه ای چون حج برسد، باید که نخستین را برگزید. در میان مسلمانان کج رو حتی فریضه ای چون حج هم آنقدر دل انگیز نخواهد بود که شوقی برانگیزد. در مقابل ناراستی ها نه می شود صرفا حج را ترک کرد و از اجتماع مسلمانان کناره گرفت و نه حق داریم خود را در فرایضی اینچنین غرق کنیم، آنچنان که مشکلات و انحرافات را نبینیم.
امام حسین دین را مرهمی بر زخمها نمی خواست که ما را چند صباحی در این دنیا سرگرم کرده و دلخوش به آینده جاوید سازد. دین برای او فراتر از اینها نقشه راه بود، منبع انرژی بود، حرکت برانگیز بود، تغییرخواه و شورشگر بود، پایگاهی بود که از آن برای حرکت های دلیرانه اش بهره می برد و برای پیروانش نیز باید که چنین باشد.

حرکت امام حسین سرمشق همه آنانی است که مدعی راهروی او هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:52  توسط احمد طالبی  |